true
یادداشت/ به قلم سید وحید موسوی کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی؛ همه انسان ها به منظور پاسخ به نیاز های ابتدایی زندگی به برقراری ارتباط نیازمند هستند و این مهم به اندازه ای برای زیست بشریت قابل درک و حیاتیست که بدون برقراری ارتباط ادامه چرخه و فرایند زندگی آدمی سخت و سخت تر می شود.
ارتباطات دست آورد های گوناگونی دارد که یکی از آنها داشتن سواد رابطه است
در این مقاله سعی برآن شده تا از سواد رابطه به منظور برقراریش بیشتر بگوییم تا با دانشی تحت عنوان سواد رابطه به منظور برقراری یک ارتباط دو سویه تو ام با احساس و درک حداکثری پیش رفته و قدم برداریم.
جای سوال در ابتدای این تحریر خالیست در واقع به راستی سواد رابطه یعنی چه ؟
سواد رابطه به عنوان یک مفهوم گسترده در روانشناسی، به مجموعهای از فرآیندهای ارتباطی و ارتباط با دیگران اشاره دارد که به ویژه در روابط انسانی مخصوصا در بعد احساسی بسیار مؤثر است. به عبارت دیگر، سواد رابطه شامل مجموعهای از مهارتهای کشف، درک ، نگهداری و بهبود روابط بین افراد در محیطهای مختلف است.
بنابراین، داشتن سواد رابطه به معنای داشتن تواناییهای ارتباط با دیگران به بهترین شکل و بر اساس نیازهایشان، تشخیص نیازهای دیگران، برقراری ارتباط دوسویه، ایجاد هماهنگی و توافق با دیگران و به دست آوردن حمایت افراد دیگر در ارتباط با خود است.
به طور کلی سواد رابطه مدل های متفاوتی دارد که فرد با توجه به مکانیزم شخصی خود نسبت به موضوع آن را انتخاب میکند. یعنی شخص انتخاب میکند در مواجعه با جنس مخالف خود چگونه از سواد رابطه ای که بهرمند شده است استفاده کند تا بتواند شرایط مناسبی را برای برقراری ارتباط در دستور کار خود قرار دهد.
داشتن سواد رابطه به معنای داشتن تواناییهای ارتباط با دیگران به بهترین شکل و بر اساس نیازهایشان، تشخیص نیازهای دیگران، برقراری ارتباط دوسویه، ایجاد هماهنگی و توافق با دیگران و به دست آوردن حمایت افراد دیگر در ارتباط با خود آدمی است. همچنین داشتن سواد رابطه به معنای داشتن تواناییهایی مانند قابلیت احترام از روابط افراد یا کنش و واکنش به رفتارهای دیگران نیز میباشد.
شاید تأکید بر مهارت ها و تواناییهای ارتباطی در روابط بین افراد، بیشتر به دلیل این باشد که روابط بین انسانها، مهمترین عامل در شادی و رضایت از زندگی بشرمیتواند باشد که در زندگی زناشویی جایگاه حساس و مهمی را دارد و به طور کلی نقش تایین کننده ای را در زندگی بر عهده گرفته است.
سواد رابطه عاطفی به مفهوم توانایی فرد در درک و مدیریت روابط عاطفی خود نسبت به دیگران است. این مهارت ها شامل شناخت و درک احساسات خود و دیگران، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، تعاملی موثر و به دور از اختلالات در روابط عاطفی و مهارت های حل اختلاف هستند.
سواد رابطه عاطفی به عنوان یکی از مهمترین عامل های موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفته است و در روانشناسی، به عنوان یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی و پژوهش قرار می گیرد تا شخص بتواند به منظور ارتقای سطح کمی و کیفی خود در این پدیده بسیار مهم نقش آفرینی کند. هر چه سواد از رابطه بیشتر باشد درک از شناخت در آدمی تغییر خواهد کرد.
سواد رابطه در واقع به فرد کمک میکند تا وجه موضوعی خود را به شخص مشخص کند اندکی بیشتر از سواد رابطه در زندگی روزمره به آدمی کمک میکند تا کمتر هر دو طرف رابطه به مخاطره بیوفتند و موضوع درک از فضای ممکنه دراولین ترین قدم میتواند بهترین راه ورود به یک رابطه دو سویه با شیبی مناسب باشد.
امروزه سواد رابطه یکی از عناصر مهم در مجموع سواد های ارتباطی میباشد (خواه رابطه با شریک زندگی خود و نحوه برخورد با میزان درک شما نسبت به موضوع مسیر ابتدایی یک رابطه غنی را میتواند رقم بزند چرا که هر چه به دانستن سواد ارتباطی فرد اکتفا کند مسیر برقراری روابط با دیگران را دسته بندی شده ترسیم میکند و این مهم میتواند به یک رویداد بسیار اثر گذار در زندگی مشترک تو امان با عشق همراه شود
ویژگیهای سواد رابطه در هفت گام
گام اول ارتباط مؤثر
ارتباط مؤثر پایه و اساس روابط سالم است. این شامل توانایی گوش دادن فعال به دیگران، ابراز احساسات و نیازهای خود به شکلی واضح و محترمانه و درک و تفسیر پیامهای غیر کلامی است شما هر چقدر در یک رابطه گوش شنوا داشته باشید مسیر طولانی تری را درآسایش دو سویه از سمت همسر خود را پیمایش خواهد کرد.
گام دوم همدلی
همدلی به معنای توانایی درک و در نظر گرفتن احساسات و تجارب دیگران است. افرادی که همدلی میکنند، قادر به ایجاد روابط عمیقتر و معنادارتری با دیگران هستند، زیرا میتوانند از دیدگاههای مختلف به موقعیتها نگاه کنند همدلی در واقع ابتدایی ترین گام و موثر ترین قدم در همراهی احساسی در روابط دو سویه است.(بهتر است بگوییم هر آمدنی را رفتنیست)
گام سوم حل تعارضات
اختلافات و تعارضات جزو تعاملات انسانی است. توانایی مدیریت و حل این تعارضات به شیوهای سالم و سازنده یکی از مهارتهای مهم در سواد رابطه است. این شامل مذاکره، مصالحه، و یافتن راهحلهای مشترک است.در حل تعارضات شخص با توجه به درک صحیح از موضوع و گوش شونا تر بودن در یک رویداد میتواند مسیر بازی {برد برد} احساسی خود را بهتر ترسیم کند چرا که گاه نیاز است فقط شنوده باشی تا بتوانی راه حلی مناسب را در دستور کار احساسی خود قرار دهی.
گام چهارم مرزها و احترام به آنها
شناخت و تعیین مرزهای شخصی و احترام به مرزهای دیگران از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مهم کمک میکند تا روابطی سالم و بدون سوءاستفاده ایجاد شود و هر فرد در رابطه احساس امنیت و احترام کند. امنیت و احترام دو عنصر جدا نشدنی از هم در یک رابطه سالم احساسی است.
گام پنجم پذیرش و سازگاری
درک این موضوع که هیچکس کامل نیست و همه انسانها نقاط قوت و ضعف خود را دارند، میتواند به تقویت رابطه کمک کند. پذیرش تفاوتها و سازگاری با شرایط مختلف نشاندهنده بلوغ در روابط است.هر چه پذیرش کامل تری را با توجه به درک موضوع داشته باشید نقاط جذاب تری در یک رابطه احساسی انتظار شما را میکشد.
گام ششم خودآگاهی و خودکنترلی
سواد رابطه همچنین شامل خودآگاهی و توانایی مدیریت احساسات و واکنشهای خود است. این مهم شامل شناخت احساسات شخصی، کنترل رفتارهای تکانشی، و تنظیم واکنشها به شیوهای مثبت است.خود آگاهی و خود کنترلی نیاز مبرم در ایجاد و برقراری و تداوم یک رابطه احساسی دو سویه است.
گام هفتم تقویت و نگهداری روابط
نگهداری و تقویت روابط نیازمند توجه، تلاش و مراقبت مداوم است. این مهم میتواند شامل فعالیتهای مشترک، ابراز قدردانی، و حمایت از یکدیگر در موقعیتهای مختلف باشد. داشتن سواد رابطه قوی میتواند به بهبود کیفیت زندگی فرد کمک کند، زیرا روابط بین فردی سالم نقش مهمی در رضایت کلی و خوشبختی افراد دارند. به همین دلیل، آموزش و توسعه این مهارتها از اهمیت بالایی برخوردار است.در یک رابطه عمق احساسی گاهی نقطه های جوش انتظار دو طرف را میکشد که اگر با آگاهی و توقف زمان تفکری روبه رو شود به صورت قابل توجه ای کنترل خواهد شد.
در واقع در کتاب هنر عشق ورزیدن به قلم (اریک فرم) به بخش ها مختلف نهانی و آشکار عشق اشاره میکند که میتواند با بکار گیری از سواد رابطه تجریباتی شگرف را زیست همه چیز زیر سر عشق است. به قول شاعر «ای عشق همه بهانه از توست.» این پدیده که به گفتهی لسانالغیب از هر زبان که شنیده شود نامکرر است ناگهان ظاهر میشود، یقهی فرد را میگیرد، شوری در سر و دلاش میاندازد، او را دگرگون کرده و به انسانی متفاوت تبدیل میکند. اما هر احساس قوی و زودگذر را باید عشق بنامیم؟
اریک فروم رواشناس اجتماعی، جامعهشناس و روانکاو شناخته شده که یکی از فیلسوفان مکتب فرانکفورت بود، باور داشت انسان سالم به راحتی میتواند استعدادها و تواناییهایش را به کار بگیرد و از آنها در جهت رشد و ارتقاء خود بهره ببرد.
او در این اثر یکی از کتابهای سواد رابطه عشق ورزیدن را هنر و مهارتی متعالی دانسته که اکثر افراد درکی از آن ندارند مگر آنکه با جدیت تمام برای تکامل شخصیتشان بکوشند و به جهتبینی سازنددهای دست پیدا کنند.
مردم به عشق اهمیت میدهند، تشنهاش هستند، فیلمها و قصههای زیادی دربارهاش میبینند و میخوانند اما تا زمانی که همسایهشان را دوست نداشته باشند و از فروتنی واقعی، شهامت، ایمان و انضباط بویی نبرده باشند از عشق به فردی دیگر لذت نخواهند برد.
افراد نگاه سادهلوحانهای به دوست داشتن دارند. آنها گمان میکنند مشکل عشق، مشکل معشوق است در حالی که تبدیل حس اولیه عاشق شدن به حالت دائمی عاشق بودن به آموختن، تمرین و ممارست نیاز دارد.
در پایان با هنر دانستن سواد رابطه به این چند سطر بسنده میکنیم اما سواد رابطه مرزهای جغرافیایی بسیار وسیعی دارد که هر چه فرد با مهارت دانستن به سمت سوی یک رابطه موثر برود میتواند خروجی مناسب تری را داشته باشد سواد رابطه یکی از مهمترین سواد های دانستنی بشریت است که در رابطه با این مهم بیش از چند صد کتاب مقاله و ساعت ها فیلم و سریال به دست تولید محتوا داده شده است اما مهمترین این رویداد ها این است که آدمی با درک صحیح از این مهم به سمت سوی رابطه ای با سواد ابتدایی خیش برود هر چه آگاه تر در سواد رابطه باشید روشن تر در جهان ارتباطی و احساسی خود قدم برخواهید داشت.
false
true
true
true