true

چشم شهر/ مشهد «سپهر اخباری» کارشناس ارشد برنامهریزی شهری و پژوهشگر حوزه شهرسازی در یادداشتی به بررسی نقش تراکمفروشی در آشفتگی بصری، تخریب بافت تاریخی و تضاد با هویت مذهبی مشهد میپردازد.
تراکمفروشی در کلانشهر مشهد، در سکوت یا گاه در هیاهوی وعدههای نوسازی و توسعه، طی دو دهه گذشته به رویهای جاری در نظام مدیریت شهری بدل شده است؛ رویهای که نهتنها اهداف اولیهاش را در تأمین منابع مالی برای خدمات عمومی محقق نکرده، بلکه پیامدهای مخربی در عرصه معماری، هویت شهری و ساختار اجتماعی پدید آورده است. این پدیده که در ظاهر راهی برای جبران کسری بودجه شهرداریها و پاسخ به نیاز بازار مسکن معرفی شده، در عمل به شکلگیری بافتهای نامتوازن، ناهماهنگی کالبدی، تخریب میراث تاریخی و کاهش کیفیت زیست شهری انجامیده و امروز به یکی از مهمترین بحرانهای نهان اما ریشهدار مشهد تبدیل شده است.
در مناطق مرکزی شهر بهویژه در اطراف حرم مطهر رضوی، برجها و مجتمعهای چندین طبقهای قد برافراشتهاند که نه تنها با ساختار سنتی و مذهبی این منطقه همخوانی ندارند، بلکه فضای روحانی و معنوی مشهد را نیز تحتالشعاع قرار دادهاند. ساختوسازهای متراکم و فشرده، با نماهای غربگرا و فاقد هویت، جای خانههای حیاطدار و بناهای تاریخی را گرفتهاند و در نتیجه نهتنها پیوند نسل جدید با گذشته و حافظه تاریخی شهر گسسته شده، بلکه ساکنان قدیمی این محلات نیز ناچار به ترک محل زندگی خود و مهاجرت به حاشیههای شهر شدهاند. در نتیجه، نه تنها ساختار اجتماعی محلات از هم پاشیده، بلکه عدالت فضایی نیز دستخوش آسیبهای جدی شده است.
از سوی دیگر، درآمدهای ناشی از فروش تراکم که در برخی سالها تا ۶۰ درصد از بودجه جاری شهرداری مشهد را تشکیل میداد، عملاً به عاملی برای تشویق شهرداری در تسهیل صدور مجوزهای خلاف طرح تفصیلی تبدیل شده و همین موضوع منجر به رشد بیرویه طبقات، بدون در نظر گرفتن ظرفیت معابر، زیرساختهای خدماتی و تراکم جمعیتی، شده است. مشاهدات میدانی در مناطقی مانند احمدآباد، فلسطین، کوهسنگی، طبرسی و خیابان امام رضا(ع)، نشان میدهد که این روند موجب افزایش ترافیک، بارگذاری بیشازحد بر شبکه آب، برق و فاضلاب، و کاهش سرانه فضاهای باز عمومی شده است؛ عوارضی که هزینههای آن به شکل غیرمستقیم از سوی شهروندان پرداخت میشود.
کارشناسان معماری و شهرسازی بر این باورند که مهمترین آسیب تراکمفروشی، برهمزدن نظم بصری و کالبدی شهر است. وقتی نمای ساختمانها تابع ضوابط نیستند، تفاوت فاحش در رنگ، ارتفاع، سبک و مصالح به آشفتگی بصری منجر میشود؛ چیزی که امروز در چهره بسیاری از خیابانهای مشهد مشهود است. این آشفتگی نه تنها حس تعلق شهروندی را تضعیف کرده، بلکه نشان میدهد اصول طراحی شهری و هماهنگی سازهای در بسیاری موارد نادیده گرفته شدهاند. از سوی دیگر، نگاه صرفاً اقتصادی به توسعه شهری، موجب تضعیف رویکرد فرهنگی و هویتی در معماری مشهد شده است؛ شهری که بهواسطه حضور بارگاه منور امام رضا(ع) باید نماد معماری اسلامی-ایرانی باشد، امروز در معرض هجوم الگوهای غربی، نماهای شیشهای، سازههای ترکیبی و برجهای بدون ریشه قرار گرفته است.
با این حال، بخش قابل توجهی از این ساختوسازها، نه برای پاسخ به نیاز واقعی سکونت یا زیارت، بلکه برای سوداگری املاک و انباشت سرمایه انجام شده است؛ برجهایی که ماهها و گاه سالها خالی ماندهاند و نقش مؤثری در رفع نیاز طبقات متوسط یا زائران ندارند. این موضوع باعث شده تا قیمت زمین و اجارهبها در مناطق مرکزی به شکل غیرواقعی افزایش یابد و دسترسی اقشار کمدرآمد به سکونت در شهر دشوارتر شود؛ مسئلهای که به گسترش حاشیهنشینی در اطراف مشهد دامن زده است.
گزارشهای رسمی نشان میدهد که بخش عمدهای از ساختوسازهای مرتفع در مشهد، بدون ارزیابیهای دقیق اجتماعی، زیستمحیطی و زیرساختی انجام شدهاند. در بسیاری از موارد، به دلیل نبود ظرفیت پارکینگ، خیابانهای اطراف به پارکینگ عمومی تبدیل شدهاند و نبود فضای سبز کافی، کیفیت زیست ساکنان این برجها را کاهش داده است. در واقع، فروش تراکم به بهای نابودی آینده شهر انجام شده و اگر امروز چارهاندیشی نشود، در آیندهای نهچندان دور با کلانشهری ناپایدار، فرسوده و بدون روح مواجه خواهیم شد.
مشهد، بهعنوان دومین کلانشهر کشور و مهمترین شهر زیارتی ایران، نیازمند بازتعریف در اصول توسعه شهری است؛ اصولی که بهجای تأکید بر سودآوری کوتاهمدت، بر پایه هویت بومی، توازن کالبدی، عدالت فضایی و کیفیت زندگی بنا شده باشد. اصلاح نظام درآمدی شهرداریها، حذف تدریجی وابستگی به تراکمفروشی، نظارت مؤثر بر کیفیت نماها، احیای بافتهای تاریخی و ارتقای سواد معماری در بدنه مدیریت شهری، گامهایی است که اگر برداشته نشوند، مشهد را در مسیر بیهویتی و فروپاشی اجتماعی قرار خواهند داد.
false
true
true
true




































