true

چشم شهر/ مشهد «سپهر اخباری» کارشناس ارشد برنامهریزی شهری و پژوهشگر حوزه شهرسازی در یادداشتی به بررسی المانهای فرهنگی ـ اجتماعی در حاشیه مشهد؛ از زیباسازی نمادین تا مداخله اجتماعی هدفمند میپردازد.
در سالهای اخیر، توسعه کالبدی در برخی پهنههای حاشیهای مشهد با سرعتی بیشتر از توسعه زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی پیش رفته است. نتیجه این عدم توازن، شکلگیری فضاهایی با تراکم جمعیتی بالا، کمبود سرانههای فرهنگی و ضعف فضاهای عمومی کیفی بوده است. در چنین شرایطی، المانهای فرهنگی ـ اجتماعی میتوانند نقش محرک توسعه محلهای را ایفا کنند؛ اما تنها در صورتی که در چارچوب یک سیاستگذاری هدفمند طراحی شوند.
به گفته متخصصان طراحی شهری، در بسیاری از پروژههای اجراشده، المانها به شکل مجسمه یا سازهای منفرد در میدان یا بوستان نصب شدهاند، بدون آنکه پیوندی ارگانیک با زندگی روزمره ساکنان برقرار کنند. این در حالی است که در رویکردهای نوین شهرسازی، هنر شهری در مناطق کمبرخوردار بهعنوان ابزار «توانمندسازی اجتماعی» تعریف میشود، نه صرفاً عنصر تزیینی.
کارشناسان علوم اجتماعی تأکید میکنند در محلاتی که با چالشهایی مانند فقر، بیکاری یا تراکم جمعیت مهاجر مواجهاند، فضاهای عمومی نقش مهمی در شکلگیری اعتماد و شبکههای اجتماعی دارند. المان فرهنگی زمانی اثرگذار است که بستری برای تعامل ایجاد کند؛ برای مثال، دیوارنگارههای مشارکتی که با حضور نوجوانان و جوانان همان محله اجرا میشود، علاوه بر زیباسازی، حس مالکیت اجتماعی را تقویت میکند.
بررسیهای میدانی در برخی مناطق کمبرخوردار مشهد نشان میدهد کمبود فضاهای تجمع ایمن و جذاب، به کاهش حضور اجتماعی خانوادهها در فضای عمومی منجر شده است. جامعهشناسان شهری معتقدند هرچه حضور شهروندان در فضاهای عمومی کاهش یابد، نظارت اجتماعی غیررسمی تضعیف شده و احتمال بروز ناهنجاریها افزایش مییابد. در این چارچوب، طراحی پلازاهای کوچک محلهای با عناصر هنری تعاملی، میتواند به احیای حیات اجتماعی کمک کند.
یکی از رویکردهای پیشنهادی متخصصان، استفاده از «المانهای روایتمحور» است؛ یعنی سازههایی که داستان محله، پیشینه فرهنگی یا هویت اجتماعی ساکنان را بازنمایی کند. این امر بهویژه در محلاتی که ترکیب جمعیتی متنوعی دارند، میتواند به تقویت همگرایی کمک کند. در شهری که هویت کلان آن با حرم امام رضا تعریف میشود، توزیع مفاهیم فرهنگی همچون همدلی، میزبانی و همزیستی در سطح محلات میتواند پیوند مرکز و پیرامون را تقویت کند.
از منظر برنامهریزی شهری، یکی از چالشهای اصلی در این حوزه، نبود پیوست اجتماعی در پروژههای زیباسازی است. کارشناسان معتقدند هر پروژه المان فرهنگی در مناطق حاشیه باید دارای مطالعات پیشینی شامل تحلیل جمعیتی، سنجش نیازهای فرهنگی و ارزیابی اثرات اجتماعی باشد. بدون چنین مطالعاتی، احتمال بیاثر ماندن یا حتی تخریب زودهنگام سازهها افزایش مییابد.
همچنین موضوع نگهداری و پایداری اقتصادی پروژهها اهمیت دارد. تجربه برخی شهرها نشان داده است که اگر مدیریت نگهداری المانها به نهادهای محلی یا گروههای مردمی سپرده شود، دوام و کارکرد اجتماعی آنها افزایش مییابد. مشارکت سازمانهای مردمنهاد، مدارس و مساجد محلی در طراحی و اجرای پروژهها میتواند به ماندگاری اثر کمک کند.
کارشناسان پیشنهاد میکنند مدیریت شهری مشهد برای مناطق کمبرخوردار، «برنامه هنر محلهای» تدوین کند؛ برنامهای که در آن سهم مشخصی از بودجه فرهنگی به پروژههای مشارکتی اختصاص یابد، مسابقات طراحی بومی برگزار شود و ارزیابی اجتماعی پروژهها بهصورت دورهای انجام گیرد. همچنین استفاده از هنرهای کمهزینه اما اثرگذار مانند نورپردازی خلاقانه، هنر محیطی و مبلمان تعاملی میتواند با منابع محدود نیز نتایج قابل توجهی ایجاد کند.
در جمعبندی، المانهای فرهنگی ـ اجتماعی در حاشیه مشهد زمانی میتوانند به کاهش شکاف اجتماعی کمک کنند که از چارچوب زیباسازی نمادین خارج شده و به بخشی از سیاست تقویت سرمایه اجتماعی تبدیل شوند. کارشناسان تأکید دارند نگاه آیندهنگر به این حوزه، مستلزم برنامهریزی دادهمحور، مشارکت ساکنان و پیوند هنر با توسعه اجتماعی است؛ رویکردی که میتواند فضاهای کمبرخوردار را از نقاط حاشیهای به کانونهای فعال تعامل شهری بدل کند.
false
true
true
true




































