true

چشم شهر/ مشهد «سپهر اخباری» کارشناس ارشد برنامهریزی شهری و پژوهشگر حوزه شهرسازی در یادداشتی به بررسی فرسایش سرمایه اجتماعی در حاشیه مشهد؛ چالش فرهنگی ـ اجتماعیِ پنهان در سایه توسعه نامتوازن میپردازد.
تحولات جمعیتی و گسترش سکونتگاههای کمبرخوردار در مشهد، صرفاً به معنای تغییر در نقشه کالبدی شهر نیست؛ بلکه ساختار روابط اجتماعی، الگوی مشارکت مدنی و حس تعلق شهری را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس تحلیلهای جامعهشناسان شهری، تراکم بالای جمعیت مهاجر در برخی پهنههای حاشیهای، در کنار کمبود فضاهای فرهنگی و ورزشی، زمینه شکلگیری نوعی «انزوای اجتماعی» را فراهم کرده است؛ وضعیتی که در آن پیوند میان شهروند و شهر تضعیف میشود.
یکی از چالشهای اصلی، گسست فرهنگی میان مهاجران تازهوارد و ساکنان قدیمیتر شهر است. تفاوت در پیشینههای قومی، زبانی و اقتصادی، در صورت نبود برنامههای ادغام اجتماعی، میتواند به شکلگیری خردهفرهنگهای جداافتاده منجر شود. کارشناسان تأکید میکنند این تنوع فرهنگی در ذات خود فرصت محسوب میشود، اما اگر بستر تعامل و گفتوگو فراهم نشود، به شکاف اجتماعی تبدیل خواهد شد.
بررسیهای میدانی نشان میدهد در برخی محلات کمبرخوردار، سرانه فضاهای فرهنگی، کتابخانه، سالن ورزشی و مراکز مشاوره اجتماعی پایینتر از میانگین شهری است. نبود چنین زیرساختهایی، فرصت تخلیه سالم انرژی جوانان و تقویت مهارتهای اجتماعی را محدود میکند. در نتیجه، احتمال بروز برخی ناهنجاریها افزایش مییابد. جامعهشناسان شهری معتقدند آسیبهای اجتماعی اغلب محصول «انباشت محرومیت» هستند؛ یعنی همزمانی فقر اقتصادی، کمبود خدمات و ضعف نظارت اجتماعی.
عامل دیگری که مورد توجه کارشناسان قرار دارد، تراکم بالای خانوار در واحدهای مسکونی کوچک و کیفیت پایین سکونت است. چنین شرایطی میتواند تنشهای درونخانوادگی را افزایش دهد و بر سلامت روان اعضای خانواده اثر بگذارد. به گفته یک پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی، «وقتی کیفیت زیست پایین باشد و دسترسی به خدمات مشاوره و حمایت اجتماعی محدود شود، تابآوری خانوار کاهش مییابد.»
همچنین ضعف مشارکت مدنی در برخی مناطق حاشیهای، یکی از نشانههای کاهش سرمایه اجتماعی است. مشارکت در انجمنهای محلی، شوراهای محله و فعالیتهای داوطلبانه، به تقویت حس تعلق و مسئولیتپذیری کمک میکند. اما در مناطقی که جمعیت سیال و ناپایدار است، شکلگیری شبکههای اعتماد زمانبر و دشوار میشود. نبود سازوکارهای رسمی برای جذب مشارکت شهروندان، این شکاف را عمیقتر میکند.
در سالهای اخیر، برخی اقدامات در حوزه ایجاد خانههای محله و مراکز خدمات اجتماعی در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، کارشناسان معتقدند گستره و کیفیت این خدمات هنوز با حجم نیازهای موجود فاصله دارد. آنان بر این باورند که مداخلات فرهنگی و اجتماعی باید همزمان با سیاستهای اقتصادی و کالبدی اجرا شود؛ زیرا ارتقای زیرساخت فیزیکی بدون تقویت پیوندهای اجتماعی، پایداری لازم را نخواهد داشت.
راهکارهای پیشنهادی متخصصان برای تقویت سرمایه اجتماعی در حاشیه مشهد، شامل چند محور کلیدی است: نخست، توسعه شبکه خانههای محله با رویکرد مشارکتی و واگذاری بخشی از مدیریت آن به ساکنان؛ دوم، گسترش خدمات مشاوره خانواده و سلامت روان بهصورت سیار و محلهمحور؛ سوم، حمایت هدفمند از سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه آموزش، مهارتهای زندگی و کار با نوجوانان؛ چهارم، طراحی برنامههای فرهنگی مشترک برای تقویت تعامل میان گروههای مختلف جمعیتی؛ و پنجم، ارتقای سرانه فضاهای ورزشی و فرهنگی در مناطق کمبرخوردار.
تحلیلگران تأکید میکنند سرمایه اجتماعی، زیرساخت نامرئی توسعه شهری است. هرچه اعتماد، مشارکت و حس تعلق در یک شهر تقویت شود، هزینههای مدیریت آسیبهای اجتماعی کاهش مییابد و کیفیت حکمرانی شهری ارتقا پیدا میکند. در مقابل، بیتوجهی به ابعاد فرهنگی و اجتماعی حاشیهنشینی، میتواند هزینههای بلندمدت اقتصادی و امنیتی در پی داشته باشد.
در جمعبندی، چالش فرهنگی ـ اجتماعی در حاشیه مشهد، مسئلهای فرعی یا مقطعی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از معادله توسعه شهری است. کارشناسان معتقدند اگر سیاستگذاری شهری به سمت تقویت سرمایه اجتماعی، مشارکت محلهای و ادغام فرهنگی حرکت کند، میتوان از تبدیل محرومیت فضایی به بحران اجتماعی جلوگیری کرد؛ مسیری که تحقق آن نیازمند نگاه جامع، بودجه پایدار و هماهنگی میان نهادهای اجرایی و اجتماعی است.
false
true
true
true




































