true

چشم شهر/ مشهد «سپهر اخباری» کارشناس ارشد برنامهریزی شهری و پژوهشگر حوزه شهرسازی در یادداشتی به بررسی بازآفرینی هویت شهری در مشهد؛ ضرورت گذار از المانهای پراکنده به راهبرد یکپارچه میپردازد.
در سالهای اخیر، نصب المانهای شهری در میادین، بوستانها و ورودیهای مشهد افزایش یافته است؛ اما بررسیهای تخصصی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این اقدامات فاقد پیوست مفهومی و روایت منسجم شهری بودهاند. در شهری که هویت آن با حضور حرم امام رضا گره خورده و سالانه پذیرای میلیونها زائر است، انتظار میرود نظام طراحی المانها در چارچوب یک راهبرد کلان هویتسازی تعریف شود، نه در قالب پروژههای منفرد.
کارشناسان طراحی شهری تأکید میکنند المان شهری صرفاً یک مجسمه یا سازه تزئینی نیست؛ بلکه ابزاری برای بازنمایی هویت، افزایش خوانایی فضا و تقویت حس تعلق شهروندان است. با این حال، در برخی میادین و فضاهای عمومی مشهد، المانها بیشتر کارکرد تزیینی داشته و کمتر توانستهاند به نماد ماندگار شهری تبدیل شوند. نبود هماهنگی میان سازمانهای مسئول، تغییر رویکردهای مدیریتی و فقدان سند جامع هویت بصری از جمله عواملی است که به این پراکندگی دامن زده است.
از منظر حرفهای، یکی از چالشهای اصلی، نبود «روایت شهری» مشخص برای هر پهنه است. در بسیاری از کلانشهرهای موفق، هر میدان یا محور شهری دارای داستان، پیشینه یا مفهوم محوری است که طراحی المان بر اساس آن شکل میگیرد. اما در مشهد، بهجز محدوده پیرامونی حرم، در سایر نقاط شهر کمتر شاهد چنین انسجامی هستیم. این در حالی است که مشهد علاوه بر جایگاه زیارتی، بخشی از جغرافیای فرهنگی خراسان بزرگ محسوب میشود و ظرفیتهای تاریخی، ادبی و تمدنی گستردهای برای بازنمایی در فضاهای شهری دارد.
برخی متخصصان بر این باورند که تمرکز بیش از حد بر نمادهای تکراری مذهبی، بدون تنوعبخشی مفهومی، موجب کاهش اثرگذاری بصری شده است. آنان پیشنهاد میکنند در کنار حفظ هویت زیارتی، به ابعاد فرهنگی، تاریخی، علمی و اجتماعی شهر نیز پرداخته شود تا تصویر جامعتری از مشهد ارائه شود. در غیر این صورت، المانها به عناصر خنثی و کماثر در منظر شهری تبدیل خواهند شد.
از سوی دیگر، بعد اجتماعی المانهای شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در بسیاری از شهرهای دنیا، هنر شهری به ابزاری برای مشارکت شهروندان و تقویت سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. در مشهد نیز، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، میتوان از ظرفیت هنر تعاملی، دیوارنگارههای مشارکتی و فضاهای هنری کوچک برای افزایش حس تعلق محلی بهره برد. کارشناسان جامعهشناسی شهری معتقدند مشارکت ساکنان در فرآیند طراحی و اجرا، به پذیرش و ماندگاری المان کمک میکند.
چالش دیگر، مسئله اقلیم و نگهداری است. مشهد با اقلیم نیمهخشک و گردوغبار فصلی مواجه است و استفاده از متریال نامناسب یا طراحیهای فاقد ملاحظات محیطی، موجب فرسایش سریع برخی سازهها شده است. متخصصان بر ضرورت استفاده از مصالح مقاوم، نورپردازی هوشمند و طراحی متناسب با شرایط آبوهوایی تأکید دارند تا هزینههای نگهداری کاهش یابد و دوام بصری افزایش پیدا کند.
در همین حال، برخی مدیران شهری از برنامهریزی برای بازنگری در سیاستهای هویت بصری خبر دادهاند. به گفته منابع آگاه، پیشنهاد تدوین «سند جامع هویت بصری مشهد» در دستور کار قرار گرفته است؛ سندی که میتواند چارچوب مفهومی، معیارهای طراحی، نظام ارزیابی و فرآیند برگزاری مسابقات هنری را یکپارچه کند. کارشناسان تأکید دارند چنین سندی باید با مشارکت دانشگاهها، هنرمندان بومی و نهادهای فرهنگی تدوین شود تا از نگاه صرفاً اداری فاصله بگیرد.
تحلیلگران حوزه مدیریت شهری معتقدند آینده منظر شهری مشهد در گرو گذار از رویکرد پروژهمحور به رویکرد راهبردمحور است. به بیان دیگر، به جای نصب المانهای پراکنده در مناسبتهای مختلف، باید شبکهای از فضاهای دارای هویت تعریف شود که هر یک بخشی از روایت کلان شهر را بازگو کنند. این رویکرد نهتنها خوانایی شهری را افزایش میدهد، بلکه میتواند به برندینگ شهری و تقویت جایگاه ملی و بینالمللی مشهد کمک کند.
موضوع المانهای شهری در مشهد دیگر یک مسئله صرفاً هنری یا تزیینی نیست، بلکه به بخشی از راهبرد توسعه شهری و مدیریت هویت تبدیل شده است. کارشناسان تأکید میکنند اگر سیاستگذاری در این حوزه بر پایه سند جامع، مشارکت تخصصی و پیوست اجتماعی شکل گیرد، المانها میتوانند از عناصر منفعل به ابزارهای فعال هویتساز و سرمایهآفرین شهری تبدیل شوند؛ مسیری که تحقق آن نیازمند عزم مدیریتی، شفافیت فرآیندها و نگاه بلندمدت به آینده شهر است.
false
true
true
true




































